
احمد بن عبیدالله بن خانق (از طرف طاغوت وقت، معتصم عباسی، پانزدهمین خلیفه عباسی) متصدی ارضی و مالیات آن، در قم بود، روزی در مجلس او از علویان و مذاهبشان، سخن به میان آمد، او این داستان را نقل کرد: من در شهر سامره، مردی از آل علی(ع) را از جهت رفتار، وقار، پاکی، شخصیت، بزرگواری در خاندان خود مانندحسن بن علی ندیده ام، همه مردم از لشکری و کشوری و بزرگ و کوچک به او احترام می کردند، و او را برسالخوردگان و ریش سفیدان، مقدم می داشتند، روزی نزد پدرم (عبدالله بن خانق) (یکی از صاحب منصبانخلیفه وقت) بودم، ناگاه دربانان گفتند: ابو محمد، ابن الرضا (امام حسن عسکری) دم در است.پدرم با صدای بلند گفت: اجازه اش دهید . من تعجب کردم، که مردی را نزد پدرم این گونه با القاب یاد نمایند، در صورتی که هیچ کس جز...
ادامه مطلب
احمد بن عبیدالله بن خانق (از طرف طاغوت وقت، معتصم عباسی، پانزدهمین خلیفه عباسی) متصدیارضی ومالیات آن، در قم بود، روزی در مجلس او از علویان و مذاهبشان، سخن به میان آمد، او این داستان را نقل کرد:من در شهر سامره، مردی از آل علی(ع) را از جهت رفتار، وقار، پاکی، شخصیت، بزرگواری در خاندان خود مانندحسن بن علی ندیده ام، همه مردم از لشکری و کشوری و بزرگ و کوچک به او احترام می کردند، و او را برسالخوردگان و ریش سفیدان، مقدم می داشتند، روزی نزد پدرم (عبدالله بن خانق) (یکی از صاحب منصبانخلیفه وقت) بودم، ناگاه دربانان گفتند: ابو محمد، ابن الرضا (امام حسن عسکری) دم در است.پدرم با صدای بلند گفت: اجازه اش دهی...
ادامه مطلب